تبلیغات
مشكاة
مشكاة
*** نور را جاری خواهیم ساخت ***
نوشته شده در تاریخ 1390/06/5 توسط میربزرگی

 

 

گفتم : در گروه خودتان چکاره ایی؟

گفت : دروازه بان دلم!

گفتم : این هم شد کار؟برو تو خط حمله.

گفت : فکرم از دروازه مطمئن نیست. دلم یک دروازه است.اگر کنترل نکنیم،می بینیم پی در پی گل می خوریم.

گفتم : مثلا چه گلی؟

گفت:گل گناه، گل هوس، گل غرور، گل دوستیهای حساب نشده، گل غفلت از آینده و آخرت!

گفتم :چطور است جمع شویم وبا تیم "ابلیس" مسابقه دهیم؟

گفت : به شرط این که خودم دروازه بان دلم باشم، چون می دانم که از چه زاویه ایی "توپ گناه" را به طرف دروازه دلها شوت می کنند.

گفتم : قبول .از کجا این تجربه را کسب کرده ای؟

گفت : زاویه حمله ابلیس "غفلت "است و"غرور" وقتی چراغ یاد خاموش می شود.غرور به دشمن "گرا" می هد.آن گاه گل گناه دروازه دل را می گشاید.شیطان، حریف قدری است، نمی شود آن را دست کم گرفت.

گفتم : پس تو خط دفاع را بیشتر دوست داری!

گفت : آدم اگر نتواند دفاع خوبی داشته یاشد، مهاجم خوبی هم نمی شود.

گفتم: دیگر کدام زاویه را باید مراقب بود؟

گفت:

خواهی نخوری ز تیم ابلیس شکست

باید به دفاع از دل و دیده نشست

چون شوت شود بسوی دل توپ گناه

دروازه دل به روی آن باید بست

گفتم : دروازه بانی هم عجب لذتی دارد!

گفت : به شرط آنکه گل نخوری و حمله شیطان را دفع کنی."جهاد با نفس" به همین جهت بالاترین مبارزهاست



نوشته شده در تاریخ 1390/05/20 توسط میربزرگی

خدا گوید :  تو ای زیباتر از خورشید زیباییم ،

تو ای والاترین مهمان دنیاییم ،

شروع كن !

یك قدم با تو تمام گام های مانده اش با من...!



نوشته شده در تاریخ 1390/05/12 توسط میربزرگی
خدایا کمکم کن که دیرتر برنجم

زودتر ببخشم

کمتر قضاوت کنم

و بیشتر فرصت دهم

رمضان ماه فرصتهاست ...

فرصت ها را از دست ندهیم

رمضان مبارک و پربار باد


نوشته شده در تاریخ 1389/12/1 توسط میربزرگی

آنچه خوبان همه دارند...

نفس هایت، معجزه مسیح است و چشمانت، جسارت موسی.

ایوب، فصلی از صبوری تو است؛ آن هنگام که صفحات جاهلیت را ورق می زدی و استخوان هایت را سرمای آن همه بی خبری، می سوزاند. نوح بودی؛ وقتی که آخرین کشتی نبوت را بر اقیانوس سخن چینی ها و بغض ها می راندی؛ بی آنکه بادهای هرزه کینه و جهل، روح استوارت را بلرزاند.

تو آن آخرین فرستاده ای که تمام رسولان خداوند، به ستایشت برخاسته اند. تو آن خاتم عشقی که تا جهان باقی است، آزادگان زمین، به پابوسی ات می شتاب

 



نوشته شده در تاریخ 1389/11/25 توسط میربزرگی

پنج سال سر بر خاک عبودیت گذاشتی. پنج سال غرق شدی در آیه آیه کلام وحی. پنج سال گذشت از اضطراب روح بی قرارت و تو دوازدهمین درختی شدی که از کویر زمین روییدی. دوازدهمین بهاری شدی که بشر، هیچ وقت نتوانست لطافتت را درک کند.

یازده جاده از جاده های امامت پیموده شده بود و تو آخرین جاده ای شدی که تا آسمان قد کشید و به افلاک رسید.

و خدا خواست که چشم های زمین در انتظار به سر ببرد.

خدا خواست که حسرت بکشند زمینیان دیدار تو را.

آقا!

زودتر بیا و ما را برسان به آرزوهای دست نیافته یازده مرد آسمانی   .

 

                                                 فاطمه عبدالعظیمی



(تعداد کل صفحات:9)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
پیوند های روزانه
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ